محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
831
خلاصة الحكمة ( فارسى )
مشتاق به شيرينى است ، غذاى شيرين را زود هضم و جذب مىنمايد ؛ پس اگر آن را مقدّم ننمايند و مؤخّر سازند لا بُد همراه اجزاء غذاى حلو اجزاء غذاى غير حلو منهضم نيز منجذب خواهد گرديد و فساد خواهد نمود از سدّه و غير آن . و استكثار حلويات و اشياء حلو ، مفسد خون است و لهذا مستكثران آن اكثر محتاج به استخراج خون مىگردند . [ قانون چهارم ] : و نيز ببايد دانست كه استكثار حلويات ، بالذّات باعث سدّهاند امّا تأخير و تعقيب آن مسدّدتر چنان چه ذكر يافت . و ليكن استكثار آن و تقليل آن بعد از طعام در بعض امزجه كه در معدهء ايشان بلغم و رطوبات « 1 » نباشد ، باعث سرعت وجودت انهضام است ؛ به سبب اشتمال معده بر آن به رغبت تمام . و لهذا خوردن مربّا و شربت قندى بعد از طعام ايشان تجويز نمودهاند و امّا در معدهء كثير الرطوبة و البلغم ، باعث افساد است . و همچنين آشاميدن شراب بالاى طعام باعث سدّه است « 2 » ؛ به سبب سرعت نفوذ خود بالطبع و قبل انهضام باعث فساد و بالجملة سرعت نفوذ شراب بالذّات و سرعت نفوذ حلويات « 3 » بالقسر است كه جذب كبد و اعضاء باشد . [ قانون پنجم ] : و ببايد دانست كه بعد رياضت مُتعِب و يا غضب شديد و يا هر چه مسخّن معده باشد به افراط ، ماهى و شير و خربزه و هندوانه و آن چه سريع الفساد است نبايد تناول نمود ؛ زيرا كه فاسد گشته [ و ] اخلاط ديگر را نيز فاسد خواهند نمود . [ قانون ششم ] : و ببايد دانست كه بعضى مردم از آن قبيلاند كه قبل از طعام ايشان تناول قابضات ضرورى است ؛ مانند كسى كه معدهء او مسترخى باشد و غذا در آن درنگ ننمايد تا آن كه هضم يابد و بعضى را بعد از طعام قابضات بايد تناول نمود و ايشان سه نوع مردماند : يكى : آن كه بعد از تناول طعام در اكثر اوقات قى نمايند ؛ به سبب استرخاء فم معده و [ لذا ] خوردن قابض مانع آن است .
--> ( 1 ) . ب : رطوبت . ( 2 ) . ب : ( است ) حذف شده . ( 3 ) . ب : حلو .